گوهر وجود

فَذَکِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّکْرَىٰ (اعلی 9)

گوهر وجود

فَذَکِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّکْرَىٰ (اعلی 9)

گوهر وجود

اینجا یک وبلاگ شخصی هست
اگر حرفی داشته باشم دوست دارم اینجا بزنم
اگر دوستان عزیز هم نظری داشته باشند خوشحال خواهم شد که بشنوم
ممنون
سید عطااله میری

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۷ مهر ۹۵، ۱۷:۳۱ - ღ*•.¸ســـــــائِلُ الزَّهــــرا¸.•*´ღ
    التماس دعا...

۲۶ مطلب با موضوع «درگوشی» ثبت شده است

فاجعه منا

برای پدری که حاجی شد ...
بعد یک عمر منتظر ماندن
اسم بابا در امده امسال
شادی از چشمهاش معلوم است
همه یِ خانه سر خوش و خوشحال


یازده سال ِ منتظر مانده
زائر خانه ی خدا بشود
یازده سالِ گریه میکرده
راهیِ مروه و صفا بشود


وقت رفتن برای بدرقه اش
همه تا پای کاروان رفتیم
زیر قرآن کمی تبسم کرد
گفت نامهربان ،گران ،رفتیم

  • سید عطا ...

 نه سفیدی بیانگر زیبایی است.. و نه سیاهی نشانه زشتی..
کفن سفید اما ترساننده است..
و کعبه سیاه اما محبوب و دوست داشنتی است..
 انسان به اخلاقش هست نه به مظهرش....
قبل ازاینکه سرت را بالا ببری و نداشته هات رابه پیش الله گلایه کنی..
 نظری به پایین بینداز و داشته هات را شاکر با ش ،
 انسان بزرگ نمیشود ، جز به وسیله ی فکرش،
شریف نمیشود، جز به واسطه ی رفتارش،
و قابل احترام نمیگردد ، جز به سبب اعمال نیکش.

  • سید عطا ...

با خودم میگفتم
که چگونه خواهی بخشید
این شکننده توبه های مکرر را
و نومید میشدم ...

اما تو در جانم زمزمه کردی
که کریمی
و با کریمان کارها دشوار نیست ...

تو این شبهای زیبا و نورانی که همه ملائکه با همه برکات الهی به زمین نازل می شوند، این بنده خطاکار رو از دعای خیرتون محرم نفرمایید.
التماس دعا

  • سید عطا ...

روضه روضه است!
فرقی ندارد.....چه دست بسته زیر خاک بروی چه بی دست زمین بخوری!گریه

  • سید عطا ...

میدانم...
می‌دانم آقای من!
اینجا عمارها کمتر پیدا می‌شوند!
این‌بار "خواصِ" تو، "غواص" شده‌اند!
آنقدر غریب هستی
که "خمینی "خط‌‌شکنانش را برای یاریت فرستاده است...

خط شکنان

  • سید عطا ...

غواص

کجاست مرد دلیری که نیل بشکافد
حجاب توطئه را با دلیل بشکافد
 
همان که فاتح نیل و نهنگ اروند ست
همان که بر سر پیمان عشق پابند است
 
خوش آمدید که در شهر ما هوا پس بود
که در نبود شما آشیان کرکس بود
 
به انتظار تو از کربلای چار، دچار
به خاطرات تو یک عمر آزگار دچار
 
تن سلامت تو زیر خاک، یک راز است
و دست بسته ی تو مثل بال پرواز است
 
بیا و یک تنه تحریم عشق را بشکن
بیا و حلقه ی تنگ دمشق را بشکن
 
بیا و معنی دستان بسته افشا کن
بیا و غایله ای پرخروش برپا کن

#غواص #شهید

  • سید عطا ...

یادم بده ساعتم را …..برای کدام جمعه کوک کنم…..

آمدنت را….ثانیه ها فریاد میزنند…..

یک روزکه آخر هفته است…..

و توای آخرین مسافر،یک بار برای خدا….

به ساعتت نگاه کن….فردا جمعه است….

“”آی ثانیه دوازدهم، خدا کند که بیایی!””

  • سید عطا ...

ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻮﻻﻧﺎ، ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺳﺮﻭﺭﺍﻥ ﮔﺮﺍﻣﯽ

ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺑﻴﭽﺎﺭﻩ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻛﺸﺖ ﻛﻪ ﺁﻥ ﺑﺰ ﭼﺎﻻﻙ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﻮﻱ ﺁﺏ ﺑﭙﺮﺩ ﻧﺸﺪ ﻛﻪ ﻧﺸﺪ .
ﺍﻭ ﻣﻲﺩﺍﻧﺴﺖ ﭘﺮﻳﺪﻥ ﺍﻳﻦ ﺑﺰ ﺍﺯ ﺟﻮﻱ ﺁﺏ ﻫﻤﺎﻥ ﻭ ﭘﺮﻳﺪﻥ ﻳﻚ ﮔﻠﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻭ ﺑﺰ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﻥ ﻫﻤﺎﻥ .
ﻋﺮﺽ ﺟﻮﻱ ﺁﺏ ﻗﺪﺭﻱ ﻧﺒﻮﺩ ﻛﻪ ﺣﻴﻮﺍﻧﻲ ﭼﻮﻥ ﺍﻭ ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺁﻥﺑﮕﺬﺭﺩ … ﻧﻪ ﭼﻮﺑﻲ ﻛﻪ ﺑﺮﺗﻦ ﻭ ﺑﺪﻧﺶ ﻣﻲﺯﺩ ﺳﻮﺩﻱ ﺑﺨﺸﻴﺪ ﻭ ﻧﻪ ﻓﺮﻳﺎﺩﻫﺎﻱ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺑﺨﺖ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ .
ﭘﻴﺮﻣﺮﺩ ﺩﻧﻴﺎ ﺩﻳﺪﻩﺍﻱ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺎ ﻣﻲﮔﺬﺷﺖ ﻭﻗﺘﻲ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﺩﻳﺪ ﭘﻴﺶ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﭼﺎﺭﻩ ﻛﺎﺭ ﺭﺍ ﻣﻲﺩﺍﻧﻢ . ﺁﻧﮕﺎﻩ ﭼﻮﺏ ﺩﺳﺘﻲ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻮﻱ ﺁﺏ ﻓﺮﻭ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺁﺏ ﺯﻻﻝ ﺟﻮﻱ ﺭﺍ ﮔﻞ ﺁﻟﻮﺩ ﻛﺮﺩ .
ﺑﺰ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺁﻧﻜﻪ ﺁﺏ ﺟﻮﻱ ﺭﺍ ﺩﻳﺪ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺁﻥ ﭘﺮﻳﺪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﻲ ﺍﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﮔﻠﻪ ﭘﺮﻳﺪ .
ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺎﺕ ﻭ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﻣﺎﻧﺪ . ﺍﻳﻦ ﭼﻪ ﻛﺎﺭﻱ ﺑﻮﺩ ﻭ ﭼﻪ ﺗﺄﺛﻴﺮﻱ ﺩﺍﺷﺖ؟
ﭘﻴﺮﻣﺮﺩ ﻛﻪ ﺁﺛﺎﺭ ﺑﻬﺖ ﻭ ﺣﻴﺮﺕ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭼﻬﺮﻩ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﻲﺩﻳﺪ ﮔﻔﺖ :
ﺗﻌﺠﺒﻲ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺗﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻮﻱ ﺁﺏ ﻣﻲﺩﻳﺪ، ﺣﺎﺿﺮ ﻧﺒﻮﺩ ﭘﺎﺭﻭﻱ ﺧﻮﻳﺶ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ .
ﺁﺏ ﺭﺍ ﻛﻪ ﮔﻞ ﻛﺮﺩﻡ ﺩﻳﮕﺮ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻧﺪﻳﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺟﻮﻱ ﭘﺮﻳﺪ .ﭼﻪ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﻭ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﮔﺬﺷﺘﻦ ﻭ ﭘﺮﯾﺪﻥ ﺗﺎﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﺒﻮﺩ ﻭ ﻣﻌﺸﻮﻕ...

ﺭﻗﺺ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻦ ﮐﻪ “ ﺧﻮﺩ ” ﺭﺍ ﺑﺸﮑﻨﯽ

ﭘﻨﺒﻪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﯾﺶ ﺷﻬﻮﺕ ﺑﺮﮐﻨﯽ

ﺭﻗﺺ ﻭ ﺟﻮﻻﻥ ﺑﺮ ﺳﺮ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﮐﻨﻨﺪ

ﺭﻗﺺ ﺍﻧﺪﺭﺧﻮﻥ “ ﺧﻮﺩ ” ﻣﺮﺩﺍن کنند

  • سید عطا ...

چقدر این خطبه ی حضرت امیر(ع) مشابه با مردم روزگار ماست...

 خدا شما را رحمت کند، بدانید که همانا شما در روزگاری هستید که گوینده حق اندک، و زبان از راستگویی عاجز، و حق طلبان بی ارزشند، مردم گرفتار گناه، و به سازشکاری هم داستانند، جوانشان بداخلاق، و پیرانشان گناهکار، و عالمشان دورو، و نزدیکشان سودجویند، نه خردسالانشان بزرگان را حرمت می نهند و نه توانگرانشان دست مستمندان را می گیرند.

((خطبه ٢٣٣ نهج البلاغة))

  • سید عطا ...

اى خداى من! چه بسیار دیدم مردمى که عزت از غیر تو خواستند، ذلیل گشتند

و مال از دیگرى طلبیدند تنگدست شدند،

شاءن و مقام بلند خواستند، پست گردیدند.
صحیفه سجادیه
دعای 28

  • سید عطا ...